رضا قليخان هدايت
مقدمه 15
مجمع الفصحاء ( فارسي )
تذكرهنويسان داراى ذوق سليم براى شناختن شعر خوب و تشخيص سخن درست بودهاند و دليل اين مدعا انتخابهاى بسيار استادانه و بجاى ايشان از شعر شاعران است و جاى ترديد نيست كه اگر مىخواستند و به تحليل سبك و مقايسه همت مىگماشتند به خوبى از عهده برمىآمدند و امروز كار سخنسنجان به چندين درجه آسانتر و راه تحقيق كوفتهتر و هموارتر مىشد و شايد جاى انتقاد و بحث و مقايسه و تحليل سبك و تعيين سليقهء خاص و امتياز سخن هر شاعر را كتاب تذكره نمىدانستهاند و آن را برعهدهء كتابهاى بديع و نقد شعر و عروض و قافيه كه هريك از جهتى مىتواند شعرى را مورد انتقاد و تحليل قرار دهد وامىگذاشتهاند و انصاف را كه بعضى از بديعنويسان و عالمان علم عروض و قافيه و نقد شعر به خوبى از عهدهء انجام دادن اين وظيفه برآمدهاند و با آنكه زمينهء كار مانند امروز فراهم نبوده است با منتهاى همت و از روى كمال تحقيق و تتبع كتابهايى درين زمينه پرداختهاند شاهد اين معنا كتاب پرارج و گرانبهاى المعجم فى معايير اشعار العجم شمس الدّين محمد قيس رازى سخنسنج و محقق نامدار آغاز سدهء هفتم هجرتست كه با ذوقى سليم و فطرتى استوار به كار نقد شعر پرداخته است . شمس قيس در هر قسمت از كتاب خود بتناسب شعر شاعران را در ترازوى نقد و انتقاد درست قرار داده است . * * * قديمىترين تذكرهء فارسى براى ما بهدرستى و روشنى آشكار نيست كه تذكرهنويسى از چه زمان در ايران رايج شده است و از ايران پيش از اسلام كتابى و نوشتهاى كه در ترجمهء حال شاعران و شعر آنان باشد سراغ نداريم و پس از اسلام نيز تا آغاز سدهء ششم كتابى درين زمينه كه ترجمهء شاعران فارسى زبان را به زبان فارسى و باستقلال دربر داشته باشد نمىشناسيم اما به زبان عربى كتابهايى در ترجمهء مردان بزرگ علم و ادب و شعر فراهم مىآمده مانند كتاب يتيمة الدهر ثعالبى كه ابو القاسم على پسر حسن باخرزى متوفى بسال 467 ذيلى بنام دمية القصر و عصرة اهل العصر بر آن نوشت و بترجمهء شاعران حجاز و شام و ديار بكر و آذربايجان و عراق و رى و اصفهان و فارس و كرمان و جرجان و دهستان و استرآباد و قومس و خوارزم و خراسان و بست و سيستان و غزنه اختصاص داد . ازين گذشته در كتابهاى تاريخ و ظفرنامهها گاهى بذكر شاعران برمىخوريم چنان كه تاريخ مسعودى تأليف نويسندهء شيرينبيان ابو الفضل بيهقى و تاريخ سيستان كه مؤلف يا مؤلفان آن بر ما معلوم نيست حاوى